تبلیغات
برای تو می نویسم که شاید
 
برای تو می نویسم که شاید
سه شنبه 10 خرداد 1390 :: نویسنده : yalda alone   

HTTP://creazy-suicide.blogfa.com

این وب جدیدمه بیاین به این وبم خوش حالم کنین بای بای





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 12 مهر 1389 :: نویسنده : yalda alone   
یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ یه خودکار ، دوباره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه ، پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه




یه روز همین جا ، توی اتاقم ، یه دفعه رفت آره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم ، درو که می بست ، میدونستم که می میرم
اونم عزیزم بود نمیتونستم جلوی راهشو بگیرم





میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنهاا
خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوت اتاق رو داره میشکنه تیک تاک ساعت رو دیوار
دوباره نمیخوام بشه باور من که نمیاد انگار





یه روز همین جا ، توی اتاقم ، یه دفعه رفت آره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم ، درو که می بست ، میدونستم که می میرم
اونم عزیزم بود نمیتونستم جلوی راهشو بگیرم





یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه
یه کاغذ یه خودکار ، دوباره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه ، پر از اشکه و کسی بازم اونو نمیخونه






نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 1 مهر 1389 :: نویسنده : yalda alone   
 

 

توی یک نامه نوشتم : همه زندگیم شدی تو

تو جوابم دادی اما : زندگی هست ، اما بی تو

من نوشتم که : یه روزی دل را باختم توی چشمات

تو به من می گی که : اون روز هوسی بوده تو چشمات

من نوشتم که : هوس هم ،‌می تونه یه عشق پاک شه

تو نوشتی : زندگی هم ، می تونه بی تو بنا شه

من نوشتم که :‌شدم آب ، همچو شمعی رو به دریا

تو نوشتی : خسته ام من ، رفته ای دیگه ز یادا

من نوشتم : اما اینجا ، همه یاد تورو کردن

تو نوشتی : اینه دنیا ، دل به دیگری سپردن

من نوشتم : چه کنم من ، که بشی تو یار خونم

تو نوشتی : زندگیتو ، یه کتاب کن تا بخونم

من نوشتم که : کتابه ، زندگیم همش تو هستی

تو نوشتی : که دروغه ، حالا حتماً دیگه مستی

من نوشتم :‌آره مستم ، مستِ اون چشمای نازت

تو نوشتی : تو دروغی ، بسه دیگه نمی خوامت

من نوشتم که : می میرم اگه گفتی « نمی خوامت »

تو نوشتی : نمی خوامت ، نمی خوامت ، نمی خوامت

من نوشتم با تمنا : دیگه بس کن که شدم اب

تو نوشتی : این سرابه ، زندگیتو نده بر آب

من نوشتم که : سرابم واسة من یه امیده

تو نوشتی که :‌دیوونه ، این امیده نا امیده

من نوشتم : نگو اینو ،‌من امیدم به جوابت

تو نوشتی : این جوابت ، من که گفتم ..... نمی خوامت

من نوشتم : اشکای من ، شده بدرقة راهت

تو نوشتی : عاشقی کن ، بگذر از من با نگاهت

من نوشتم : عاشقم من ، عاشق یه لحظه با تو

تو نوشتی : خسته ام من ، خسته از حکایت تو

من نوشتم که : می خونم من لالایی واسه خوابت

تو نوشتی که جدایی ، بهترین داروی خوابت

من نوشتم که : جدایی ، می شکنه قلبمو جانا

تو نوشتی : چه کنم من ، این یه رسمه توی دنیا

من نوشتم : حالا که تو ، داری می ری بهترینم

منم از غصه می میرم ، تا که دوریتو نبینم





نوع مطلب :
برچسب ها :


سلام دوستای عزیزم.

از اونجایی که همه ی شما نویسندگان خیلی خوبی هستین و وبلاگاتون همیشه از همه بهتره

می خواستم به انجمنی که داداش گلم اونجارو درست کرده برین و اگه دوست داشتین اونجا عضو بشین

خیلی خوش حال می شم.اونجا می تونین در مورد هر چیزی پست بزارین

این آدرس انجنه دوستون دارم:

http://bestsms.mihanbb.com

شرمنده اگه وقتتونو گرفتم





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 26 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   

دیگه دیره

دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه که دستاتو نمی گیرم

تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ

شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ

دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه که دستاتو نمی گیرم

دیگه دیره دارم میرم چقد این لحظه ها سخته

جدایی از تو کابوسه شبیه مرگ بی وقته

دارم تو ساحل چشمات دیگه آهسته گم میشم

برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 26 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   

از همه ی دوستای عزیزم .

شرمندم که نیومندم.

اخه مادر جونم رفت پیش خدا و منم نمی تونستم بیام اینجا

واسش دعا کنید ازتون خواهش می کنم.

مرسی.





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 18 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   
 

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

فراموش کردنت" را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت .

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 18 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   
 

تحمل کردن قشنگه

 اگه قرار باشه یه روزی به تو برسم

انتظار آسونه

 اگر قرار باشه دوباره تو رو ببینم

زندگی شیرینه

 اگه قرار باشه دستاتو تو دستام بگیرم 

مشکلات حل میشه

 اگه قرار باشه روزی به پات بمیرم 

اشکهام به لبخند تبدیل میشه

 اگه یه بار ببوسمت 

و لبخندهام دوباره به اشک

 فقط اگه ببینم خیال رفتن داری 

اما بدون دوستت دارم

 از پشت این همه فاصله

 از پشت این همه حرف

دوستت دارم تا بی نهایت عشقم

دوست دارم ..





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 11 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   

 

به آسمون نگاه كن، برای ما می باره

برای ما كه امشب جدا شدیم دوباره

توی خونه ای كه نیستی چه سخته بی تو بودن

زمونه ی لعنتی تو رو گرفته از من

سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت

بدون یكی نشسته همیشه چشم به راهت

نگو جدایی ما بازی سرنوشته

نگو كه قصمونو خود خدا نوشته

اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟

تو رفتی و ندیدی اون كه شكسته منم

سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت

بدون یكی نشسته همیشه چشم به راهت

به من نگو كه گریه تلخه شگون نداره

نگو بزار آسمون به جای ما بباره

اون كه شكسته منم سرت سلامت عزیز

به یاد عشقمون باش تو فصل زرد پاییز 

به آسمون نگاه كن، برای ما می باره

برای ما كه امشب جدا شدیم دوباره

توی خونه ای كه نیستی چه سخته بی تو بودن

زمونه ی لعنتی تو رو گرفته از من

سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت

بدون یكی نشسته همیشه چشم به راهت

نگو جدایی ما بازی سرنوشته

نگو كه قصمونو خود خدا نوشته

اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟

تو رفتی و ندیدی اون كه شكسته منم

سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت

بدون یكی نشسته همیشه چشم به راهت

به من نگو كه گریه تلخه شگون نداره

نگو بزار آسمون به جای ما بباره

اون كه شكسته منم سرت سلامت عزیز

به یاد عشقمون باش تو فصل زرد پاییز 

به آسمون نگاه كن، برای ما می باره

برای ما كه امشب جدا شدیم دوباره

توی خونه ای كه نیستی چه سخته بی تو بودن

زمونه ی لعنتی تو رو گرفته از من

سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت

بدون یكی نشسته همیشه چشم به راهت

نگو جدایی ما بازی سرنوشته

نگو كه قصمونو خود خدا نوشته

اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟

تو رفتی و ندیدی اون كه شكسته منم

سفر بخیر عزیزم خدا پشت و پناهت

بدون یكی نشسته همیشه چشم به راهت

به من نگو كه گریه تلخه شگون نداره

نگو بزار آسمون به جای ما بباره

اون كه شكسته منم سرت سلامت عزیز

به یاد عشقمون باش تو فصل زرد پاییز 





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 10 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   

 

اون كه بس كه نامردی دیده ، قلب نازنینش آتیشه

بعد اون همه غصه و غم ، امشب اول راحتیشه

اون كه با نگاش دل میبره ، چشمه ی بقا چشم ترشه

اون كه روزی خلق و میده ، امشب مهمون دخترشه

اون كه با همه مهربونه ، اون كه درد مارو میدونه

اون كه فاطمه از دیدنش ، روضه ی غریبی میخونه

اون كه غم تو چشماش میبینی، اون كه خسته از خسته تره

اون كه شب برای یتیما ، خسته نون و خرما میبره

اون كه از عزای عزیزش ، از چشاش همه ش خون می چكه

زیر نور مهتاب دیده از ، دست فاطمه ش خون می چكه

غریب و  تنها آقام علی مظلومه

ای اهل دنیا آقام علی مظلومه

نوحه ی زهرا ، آقام علی مظلومه

ذكر یتیما ، آقام علی مظلومه





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 8 شهریور 1389 :: نویسنده : yalda alone   

کاش میشد از تو بگذرم,کی میدونه شاید بشه باید بشه چون این صدا نفس های آخرشه دیگه نمیشه شب و روز با گریه زندگی کنم عشق و واست معنی کنم,این همه بچگی کنم دس بکشم به نامه هات ترانه هات و بو کنم برم تو گنجه آلبوم عکس تو جستوجو کنم اما بدون که عاشقم,مثل قدیمای قدیم مثل همون وقتائی که باهم دیگه گپ میزدیم! باید برم اما کجا؟!دختر روسری سیا کجا میشه تورو ندید؟!بگو کجا میشه,کجا!؟ هرجا میرم تو زودتر از من به خود من میرسی دروغی اما مث تو با گریه م آشنا نیس کسی یه خرده راحتم بذار,بذار یه کم سبک بشم بعد دوباره هرجا بخوای این تن و همرات می کشم اما بدون که عاشقم,مثل قدیمای قدیم مثل همون وقتائی که با هم دیگه گپ میزدیم!





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 29 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   

 

 دخترك فقط یه بار و یه بار مهلت داشت به رویایی شیرین سفر كنه و جدی‌ترین بازیه زندگیش رو انجام بده . جادوی سحر قلبش رو با خوندن ورد عشق تبدیل به یه گوی شیشه‌ای میكنه و اونو تو دستای ظریفش میذاره و برای رسیدن به جزیره عشق سفری روی موجها آغاز میشه كه راه برگشتی نداره . یا باید بره و عاشقی كنه یا تا آخر عمر كنار ساحل خیره به افق فقط تصور كنه اون حس ناب عاشقی كردن رو . كسی تابحال برنگشته كه بهش بگه به محض دور شدن از ساحل ، دریاچه زیبا تبدیل میشه به اقیانوسی كبود و هراسناك ، بازی شكلش عوض میشه و هزار جور ترفند میزنه كه تو مسیری اشتباه اون گوی شیشه‌ای نابود بشه …

 كاش جزیره‌اش رو پیدا كنه چرا كه تموم طوفانها و سختیها و تلخیها فقط با یه بوسه سحرآمیز فراموش میشه … اون گوی شیشه‌ای پر از تركهای ریزی میشه كه با تلنگری تبدیل به ذراتی میشه كه هر كدوم دنیایی از خاطرات تلخ وشیرین سفر عشقه …

دخترك با دلی شاد و قلبی پاك پا در راهی میذاره كه نابودش میكنه اما قانون اینه كه برای رسیدن به اون آغوش رویایی باید وسط آبیه دریا تو آتیش سوخت و صیقل پیدا كرد كه قلب شیشه‌ای بشه آینه تمام نمای معشوق

روزگارم دیگه نمیتونه تورو از من بگیره

اخه اونم میدونه كه نفسم به نفس تو گیره

آره  كار دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته

بیا با هم نذاریم رویای دریا بمیره





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 29 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   

 

اگر می دونستی چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی تمامی

 ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد اگر می دانستی که چقدر دوستت

 دارم چشمهایم را می شستی و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می

دادی اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می

دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به

عرش خداوند ببرم ای کاش می دانستی اگر می دانستی که چقدر دوستت

دارم هرگز قلبم را نمی شکستی گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی

 است اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی که

 این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای

برای زیستن ندارد ای کاش می دانستی اگر می دانستی که چقدر دوستت

دارم همه چیز را فدایم می کردی همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش

رنج کشیده ای و سال ها برایش گریسته ای اگر می دانستی که چقدر

دوستت دارم همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی غرورت

را ...... قلبت را ...... حرفت را اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

 دوستم می داشتی همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد کاش می

 دانستی که چقدر دوستت دارم و مرا از این عذاب رها می کردی ای کاش تمام اینها را می دانستی .عشق من . . .





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 24 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   


دوباره آب و آئینه منو تعبیر تنهایی

پر از تردید و دلشوره ام صدام كن گر كه اینجایی

زدم تعبیره این فال و كه عمر غصه كوتاهه

تو برمی گردی خیلی زود دیگه این آخر راهه

نسیم آشنا امشب میاره عطر دستاتو

ببین با بی قراری گل گرفتم جای پاهاتو

یه حالی دارم و انگار بازم با گریه می خندم

قسم خوردم كه برگردی درا رو روت میبندم

نمیذارم دیگه بازم جدا شی از من و دستم

خدایا تو گواهی كه چقدر از زندگی خسته ام

تمومه خونه بیداره مثل چشمای بی تابم

تا برگردی به شوق تو نمیاد لحظه ای خوابم

دوباره لحظه در تكرار منو آئینه و دیوار

گرفتم فال خوابم رو كه بر می گردی تو اینبار

به یادم نیست چه شبهایی كه با یادت سحر كردم

چقدر تعبیر تنهایی به برگشت تو می كردم

نمیذارم كه امیدم بمیره توی این خونه

می دونم كه نگاه من یه روز چشماتو می بینه






نوع مطلب :
برچسب ها :

شنبه 23 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   
در امتداد گذر چند ثانیه
صبر كن
تنها برای بودن باش ، بمان
برای یك ثانیه
كه اگر میدانستی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگند
به اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا شاید
به اندازه یك قطره باران در كویر خشك غیرت

پس یک ثانیه صبر کن...............

 

به کجا میروی ؟
صبرکن !...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !

ای کبوتر به کجا ؟!
قدری دگر صبر کن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

ای عزیز جان من ...
تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !
خنده کن !
عشق نمک گیر شود بعد برو !
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد ...
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !
خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟

باش ای نازنین !
باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود

بعد
برو !

http://8.media.tumblr.com/tumblr_kox10bsDbx1qa0g4oo1_400.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

گاهی اوقات دلمون واسه اونی که دوسش دارین اون قدر تنگ می شه که می خوام اونو از توی خاطرات بیرون بکشیم و بغلش کنیم.

مدیر وبلاگ : yalda alone
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Orkut Scraps - Emo