تبلیغات
برای تو می نویسم که شاید - رو ره روم بود
 
برای تو می نویسم که شاید
جمعه 11 تیر 1389 :: نویسنده : yalda alone   

روبروم بود ..... بغض ، تو گلوم بود

اگه می گفتم تموم بود

رفت و رفتم

هیچی نگفتم

فقط از دلم شنفتم :

که خودش بود ، نیمه پنهون ......

فرصت گفتنی ها چه رفت آسون

خود من بود ..... من  ̗ من بود

وصله جور ، دل و پاره تن بود

بشکنه دستم

ولی

ناخواسته گلدون شکستم

نتونستم بگمش : یه عمر  ̗ که خالی و خسته م

زبون بند اومد و

بخت بد و ...... هرچی که بودش

دست بدست داد که ندونم و نتونم و نگم

سینه م  به نفس نفس داد

همچی جور شد

که ناجور بشه

من هیچ جور نتونم

بگمش : لرزید دلم ......عاشق شدم ...... لال شد زبونم ......

بگمش : لرزید دلم ..... عاشق شدم

........ دیوونه و لال شد زبونم





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ

گاهی اوقات دلمون واسه اونی که دوسش دارین اون قدر تنگ می شه که می خوام اونو از توی خاطرات بیرون بکشیم و بغلش کنیم.

مدیر وبلاگ : yalda alone
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Orkut Scraps - Emo