تبلیغات
برای تو می نویسم که شاید - tuch me
 
برای تو می نویسم که شاید
سه شنبه 22 تیر 1389 :: نویسنده : yalda alone   

چه حس زیبایی بود در آغوش تو بودن ... اشک در چشمانم حلقه زده بود . درد دلم را از نگاهم خواندی ... چشمانت را بستی و شروع کردی به خواندن ... آرام زمزمه می کردی دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو این قفس ... دستم را باز کردم تیغ در دستانم برقی زد......لحظه های آخر بود همیشه آرزو داشتم در آغوش تو بمیرم و این بهترین فرصت بود ....... آرام تیغ را بر روی دستانم گذاشتم ناگهان ترس عجیبی تمام وجودم را فرا گرفت دستانم می لرزید اما فرصتی نداشتم باید قبل از آنکه چشمانت را باز کنی کار را تمام می کردم ........





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ

گاهی اوقات دلمون واسه اونی که دوسش دارین اون قدر تنگ می شه که می خوام اونو از توی خاطرات بیرون بکشیم و بغلش کنیم.

مدیر وبلاگ : yalda alone
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Orkut Scraps - Emo