تبلیغات
برای تو می نویسم که شاید - خیال
 
برای تو می نویسم که شاید
یکشنبه 3 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   

 

 

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

 

تو در كنار من بشینی محال بود

 

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

 

چشمان مهربان تو پاك و زلال بود

 

پاییز بود و كوچه ای و تك مسافری

 

با تو چقدر كوچه ما بی مثال بود

 

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

 

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

 

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

 

یك عمر مونده بود ولی كال كال بود

 

گفتم كمی بمان به خدا دوست دارمت

 

گفتی مجال نیست ولیكن مجال بود

 

یك عمر هرچه سهم تو از من نگاه بود

 

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

 

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

 

حالا شكست وای صدای وصال بود

 

شب رفت و ماه گم شده و خوابم حرام شد

 

اما نه با خیال تو بودم حلال بود





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ

گاهی اوقات دلمون واسه اونی که دوسش دارین اون قدر تنگ می شه که می خوام اونو از توی خاطرات بیرون بکشیم و بغلش کنیم.

مدیر وبلاگ : yalda alone
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Orkut Scraps - Emo