تبلیغات
برای تو می نویسم که شاید - ...
 
برای تو می نویسم که شاید
یکشنبه 24 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   


دوباره آب و آئینه منو تعبیر تنهایی

پر از تردید و دلشوره ام صدام كن گر كه اینجایی

زدم تعبیره این فال و كه عمر غصه كوتاهه

تو برمی گردی خیلی زود دیگه این آخر راهه

نسیم آشنا امشب میاره عطر دستاتو

ببین با بی قراری گل گرفتم جای پاهاتو

یه حالی دارم و انگار بازم با گریه می خندم

قسم خوردم كه برگردی درا رو روت میبندم

نمیذارم دیگه بازم جدا شی از من و دستم

خدایا تو گواهی كه چقدر از زندگی خسته ام

تمومه خونه بیداره مثل چشمای بی تابم

تا برگردی به شوق تو نمیاد لحظه ای خوابم

دوباره لحظه در تكرار منو آئینه و دیوار

گرفتم فال خوابم رو كه بر می گردی تو اینبار

به یادم نیست چه شبهایی كه با یادت سحر كردم

چقدر تعبیر تنهایی به برگشت تو می كردم

نمیذارم كه امیدم بمیره توی این خونه

می دونم كه نگاه من یه روز چشماتو می بینه






نوع مطلب :
برچسب ها :



درباره وبلاگ

گاهی اوقات دلمون واسه اونی که دوسش دارین اون قدر تنگ می شه که می خوام اونو از توی خاطرات بیرون بکشیم و بغلش کنیم.

مدیر وبلاگ : yalda alone
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Orkut Scraps - Emo