تبلیغات
برای تو می نویسم که شاید - رویای دریا
 
برای تو می نویسم که شاید
جمعه 29 مرداد 1389 :: نویسنده : yalda alone   

 

 دخترك فقط یه بار و یه بار مهلت داشت به رویایی شیرین سفر كنه و جدی‌ترین بازیه زندگیش رو انجام بده . جادوی سحر قلبش رو با خوندن ورد عشق تبدیل به یه گوی شیشه‌ای میكنه و اونو تو دستای ظریفش میذاره و برای رسیدن به جزیره عشق سفری روی موجها آغاز میشه كه راه برگشتی نداره . یا باید بره و عاشقی كنه یا تا آخر عمر كنار ساحل خیره به افق فقط تصور كنه اون حس ناب عاشقی كردن رو . كسی تابحال برنگشته كه بهش بگه به محض دور شدن از ساحل ، دریاچه زیبا تبدیل میشه به اقیانوسی كبود و هراسناك ، بازی شكلش عوض میشه و هزار جور ترفند میزنه كه تو مسیری اشتباه اون گوی شیشه‌ای نابود بشه …

 كاش جزیره‌اش رو پیدا كنه چرا كه تموم طوفانها و سختیها و تلخیها فقط با یه بوسه سحرآمیز فراموش میشه … اون گوی شیشه‌ای پر از تركهای ریزی میشه كه با تلنگری تبدیل به ذراتی میشه كه هر كدوم دنیایی از خاطرات تلخ وشیرین سفر عشقه …

دخترك با دلی شاد و قلبی پاك پا در راهی میذاره كه نابودش میكنه اما قانون اینه كه برای رسیدن به اون آغوش رویایی باید وسط آبیه دریا تو آتیش سوخت و صیقل پیدا كرد كه قلب شیشه‌ای بشه آینه تمام نمای معشوق

روزگارم دیگه نمیتونه تورو از من بگیره

اخه اونم میدونه كه نفسم به نفس تو گیره

آره  كار دل من و تو دیگه از عاشقی گذشته

بیا با هم نذاریم رویای دریا بمیره





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ

گاهی اوقات دلمون واسه اونی که دوسش دارین اون قدر تنگ می شه که می خوام اونو از توی خاطرات بیرون بکشیم و بغلش کنیم.

مدیر وبلاگ : yalda alone
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 

خدمات وبلاگ نویسان جوان

Orkut Scraps - Emo